بچه که بودم ، یک وقتهایی میشد که پشت ِ در ِ خانهمان یک بستههایی میگذاشتند . بسته ، شامل ِ یک کاغذ کوچک بود که دور ِ یک شکلات ِ تافی - از آنها که کنهوار به دندان میچسبید و در نهایت ناچار بودی با انگشت از دندانت جدایش کنی - پیچید شده بود .
کاغذ ، حاوی یک دعایی ، وردی ، جادویی ، چیزی بود که در انتهایش نوشته شده بود که اگر - مثلن - 10 بار از روی این بنویسیم و همراه با شکلات ، پشت در خانهی 10 نفر بگذاریم ، تا - مثلن - هفت روز دیگر ، یک خبر خوش به ما میرسد . همچنین تاکید شدهبود که "بیتوجهی نکنید " و هشدار داده بود که اگر بیتوجهی کنیم - مثلن - هفت سال بدبختی نصیبمان میشود .
بعدها ماجرا کمی پیچیدهتر شد و سرنوشت چند نفری که به تذکرات گوش داده بودند و خوشبخت و سعادتمند شده بودند و آنهایی که "بیتوجهی" کرده بودند و بختک روی زندگیشان افتاده بود هم ، به بستهی شکلاتی اضافه شد .
من عاشق این بستههای ناخواسته بودم . مامان هیچوقت اهمیتی به هشدارها نمیداد . شکلاتاش را میداد به دست ِ من و کاغذ را ریزریز میکرد و میسپرد به سطل زباله ؛ عین ِ تمام ِ زبالههای دیگر .
بله خب . ما در طی سالیان گذشته ، مشکلاتی داشتهایم اما حقیقت این است که اگر قرار بود بنا به پیشبینی ِ بستههای شکلاتی ، با "بیتوجهی" ِ مامان ، بلایی سرمان بیاید ، تا حالا هیچ اثری از ما باقی نمانده بود .
این روزها ، این بستههای شکلاتی ، مجددن رواج پیدا کرده است ؛ اما با شکل و شمایل جدید .
اولاش با ایمیلهای شکلاتی شروع شد . ایمیلهایی که حاوی اسماء متبرکه ، دعاهای مختلف و حتا متنهای انگلیسی! بود که ماجرای آدمهای خوشبخت و بدبخت ِ کذایی هم در پایان آن ذکر شده بود که عزممان را در ارسال این ایمیلها به - مثلن - 5 نفر ، جزم کند .
بعدش ، نوبت ِ اساماسهای شکلاتی بود ، با این تفاوت که این بار ، آدم ِ "با توجه " ، باید از جیباش هزینه میکرد و هزینهی اساماسها را میپرداخت ، در نتیجه ، یک تبصره به اساماس ِ شکلاتی اضافه شده بود که اعلام میکرد : "هر اساماس فقط X تومنه ، گاهی باید برای خودمون هزینه کنیم " ... یا یک همچین چیزی .
همهی این قصهها را تعریف کردم که بگویم ، در هر زمانی ، عدهای هستند که از حماقت و خرافهپرستی و گرفتاری ِ آدمها سوء استفاده میکنند . ماجرای آنروزها ولی ، با ماجرای امروز کمی فرق دارد . به گمانم ، آنروزها ، هدف ، فقط ترویج خرافهپرستی بین مردم بود اما این روزها ، بیشتر فکر میکنم آن سیستمی که پول ِ این اساماسها توی جیباش میرود ، خودش متولی ارسال و رواج ِ اینهاست .
متاسف میشوم وقتی که میبینم ، هنوز آدمهایی پیدا میشوند که با وجود تحصیلات و حضورشان در اجتماع ، همچنان جامعهی هدف ِ این قبیل ماجراها هستند و - شاید - خیرخواهانه ، به ترویج این تفکرات خرافی دامن میزنند .
بیشتر از آن ، بسیار متاسف میشوم وقتی میبینم که اغلب این پیامها و ایمیلها ، از اعتقادات مذهبی مردم، جهت اهداف کثیف خودشان ، سوء استفاده میکنند .
سوء استفادهکنندگان که حکمشان معلوم است . حرفم با آنهایی است که فریب این مسائل را میخورند. میخواستم بدانم واقعن فکر میکنید که خدا یا حضرات معصومین ، بیکار نشستهاند تا تعداد اساماسهای شما را بشمرند و مثلن اگر به جای 5 نفر ، آن را به 4 نفر ارسال کنید ، شما را مورد عذاب الیم قرار بدهند؟

